الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
458
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
و به اين ترتيب قدرتنمايى خدا را در اين نيروى عظيمى كه به قطره آب ناچيزى داده مجسم مىكند . اما از سوى ديگر : او يك موجود فراموشكار و مغرور است ، و اين نعمتهايى را كه ولى نعمتش به او بخشيده در برابر او به كار مىگيرد و به مجادله و مخاصمه برمىخيزد ، زهى بيخبرى و خيره سرى ! براى بيخبرى او همين بس كه « او مثلى براى ما زد و به پندار خودش دليل دندانشكنى پيدا كرد ، و در حالى كه آفرينش نخستين خود را به دست فراموشى سپرده گفت : چه كسى مىتواند اين استخوانها را زنده كند در حالى كه پوسيده است » ؟ ! ( * ( وَضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَه قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ ) * ) ( 1 ) . منظور از ضرب المثل در اينجا ضرب المثل عادى و تشبيه و كنايه نيست ، بلكه منظور بيان استدلال و ذكر مصداق به منظور اثبات يك مطلب كلى است . آرى او ( ابى بن خلف ، يا امية بن خلف ، يا عاص بن وائل ) در بيابان قطعه استخوان پوسيده اى را پيدا مىكند ، و استخوانى كه معلوم نبود از چه كسى است ؟ آيا به مرگ طبيعى مرده ؟ يا در يكى از جنگهاى عصر جاهلى به طرز فجيعى كشته شده ؟ يا بر اثر گرسنگى جان داده ؟ به هر صورت فكر مىكرد دليل دندانشكنى براى نفى معاد پيدا كرده است ، با خشم توأم با خوشحالى قطعه استخوان را برداشته ، مىگويد : لأخاصمن محمدا ( من با همين دليل به خصومت با محمد برمىخيزم ) آن چنان كه نتواند جوابى دهد ! با عجله به سراغ پيامبر اسلام ص آمد و فرياد زد بگو ببينم چه كسى
--> ( 1 ) « رميم » از ماده « رم » به گفته « راغب » در مفردات اصل « رم » بر وزن « ذم » به معنى اصلاح و ترميم موجود كهنه و پوسيده است ، « رمة » بر وزن همت بالخصوص به معنى استخوان پوسيده مىآيد و « رمة » بر وزن « قبه » به طناب پوسيده گفته مىشود .